10روزگی آیناز نازم بیمارستان امام زمان


کوچولوی من چند روز بعد از بدنیا اومدنت زردیت خیلی بالا رفت دکترت گفت چون 8ماهه هستی وزنتم کمه خطرناکه من از شدت ترس فقط گریه می کردم باید بستری میشدی بیمارستان امام زمان بستریت کردیم خیلی سخت بود با مامانی فاطمه رفتیم. تا صبح بالا سرت بیدار میموندیم که یه وقت غلت نخوری روی دهنت بیوفتی خدایی نکرده نتونی نفس بکشی. بیچاره بابایی هم خیلی زحمت کشید برات.بابا تا 2 صبح تو بیمارستان میموند .2شب اونجا بستری بودی همش ازت آزمایش می گرفتن و من و تو هم با هم گریه میکردیم من میرفتم بیرون مامانی نگهت میداشت نمیتونستم تحمل کنم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


10روزگی آیناز نازم بیمارستان امام زمان 



